پنج مانع موفقیت

قبل از بررسی ۵ مانع موفقیت اگر قرار باشد جمله‌اي را انتخاب کنم تا با آن تمامي ‌پند و اندرزم را بيان کرده باشم، فقط خواهم گفت: هرگز نگــذار افکار بد به ذهنت راه يا‌بد! این راز موفقیت است.
موانع موفقیت
آيا تا به حال به اين موضوع فکر کرده ايد که اين خود ما هستيم که از طريق بسياري از اعمالي که انجام مي دهيم يا انديشه هايي که مي کنيم و حرف هايي که بر زبان مي آوريم، مجازاتها و تنبيهات خود را تعيين و مشخص مي کنيم.
همه چيز از فکرتان شروع مي شود. اين سيستم اعتقادي شما و طرز تفکرتان است که زندگي امروزتان را شکل مي دهد. اگر زندگي متوسط الحالي را مي گذرانيد به خاطر تصميمات بدي است که اتخاذ کرده ايد و تصميمي که گرفتيد هم از طرز تفکر و باورهايتان سرچشمه مي گيرد.
يعني اگر تفکرات و انديشه هاي ما مثبت باشند ما انرژي مثبت موجود در پيرامونمان را به خود جذب مي کنيم و اگر تفکرات و انديشه اي ما منفي باشند ، به تناسب انرژي منفي موجود در پيرامونمان را جذب مي کنيم.
درنتيجه، اگر مي خواهيد به موفقيت دست پيدا کنيد، بايد اول از فکرتان شروع کنيد. طرز تفکر افراد موفق را الگوي خود قرار دهيد و مطمئن باشيد که شما هم مثل آنها نتيجه عالي به دست خواهيد آورد:

طرزفکر ۱

همه انسانهاي موفق مسئوليت پذير هستند. مهم نيست چه اتفاقي بيفتد، افراد موفق مسئوليت آنرا به گردن مي گيرند. هيچوقت اقتصاد يا کس ديگري را در کسادي کارشان مقصر نمي کنند. درعوض، با قبول اشتباه خود مسئوليت آن را پذيرفته و به فکر بهبود وضعيت مي افتند. افراد موفق مي دانند که اگر ديگران را مقصر بدانيد يا مسئوليت را گردن اين و آن بيندازيد، قدرت کنترل موقعيت را از دست خواهيد داد.

طرزفکر ۲

همه انسانهاي موفق به کار خود متعهدند. موفقيت اتوماتيک وار به دست نمي آيد؛ از آسمان به زمين نمي افتد. بايد براي به دست آوردن چيزهايي که در زندگي مي خواهيد، ۱۰۰% به کارتان تعهد داشته باشيد. خيلي ها فقط روياي موفق شدن را در سر مي پرورانند، اميدوارند که موفق شوند، آروزيشان موفقيت است اما هيچوقت به کارشان متعهد نمي شوند. لحظه اي که تصميم مي گيريد و ۱۰۰% به کاري متعهد مي شويد، ديگر هر کاري که لازم باشد براي رسيدن به آن انجام مي دهيد.

طرزفکر ۳

همه انسانهاي موفق جرات تصميم گيري براي موفقيت در زندگي را دارند. مي دانيد، موفق شدن جرات و جسارت مي خواهد. اگر فرصتي پيش رويتان است، براي استفاده از آن نياز به جرات و شهامت داريد. اين مسئله مخصوصاً در موفقيت هاي مالي بسيار مهم است. قبل از اينکه کار و بيزنسي را شروع کنيد، بايد جرات بله گفتن به آن و شروع آنرا داشته باشيد.

سطح موفقيت، به نوع مکالمه شما بستگي دارد

بنابر به نظر روان شناسان، سطح موفقيت با کلماتي که به زبان مي‌آوريد مقدر مي‌شود؛ بنابراين در مکالماتتان از اين پنج کلمه « ناکام‌ساز » دوري کنيد.
کلماتي که هر روز استفاده مي‌شوند ساختار ذهني را تشکيل مي‌دهند و موفقيت يا ناکامي گوينده خود را رقم مي‌زنند. در مشاهداتم از افراد بازنده با پنج کلمه مواجه شدم که در جملات اين افراد نمود بيشتر داشت و اغلب افراد بازنده خيلي بيشتر از افراد برنده از آنها در مکالمات روزمره‌شان استفاده مي‌کنند، پس از اين ۵ کلمه به شدت دوري کنيد!

۱ – شانس

اگر به بعضي از موفق ترين افراد دنيا نگاه کنيد مي فهميد که اکثر آنها از هيچ به آنجا رسيده اند. خيلي از آنها بچه يتيم هايي بوده اند که حتي نمي توانستند سالي يک حمام درست و حسابي بگيرند. اما چطور ممکن است کسي که چنين شانس بدي در زندگي خود داشته است، به چنان موفقيتي دست پيدا کند؟
ساده است، چون موفقيت هيچوقت تصادفي اتفاق نمي افتد. خيلي از اين افراد با تلاش بي وقفه به موفقيت دست پيدا کرده اند چون انتخاب ديگري نداشته اند. اين سخت کوشي برايشان به شکل عادت در آمده و هيچوقت حتي وقتي زندگي مرفهي براي خود تهيه کردند هم دست از تلاش برنداشته اند. کار سخت، هوشمندانه و داشتن دوستان زياد آنها را به اين پله رسانيده است.
با وجود اين حقيقت که رخدادهاي پيش‌بيني نشده مي‌توانند بر نتايج کار تاثيرگذار باشند، اين شانس نيست که تفاوت را در نتايج ايجاد مي‌کند، بلکه رخدادها هستند که باعث آن مي‌شوند. شانس هيچ‌ کاري با آنها نمي‌کند. باورداشتن به شانس افکار شما را به گونه‌اي ساختار مي‌بخشد که در تصوراتتان نه شما و نه هيچ‌کس ديگري قادر به ايجاد تغيير يا حتي تاثيرگذاري نيست. بدتر از آن، شانس بهانه‌ايست که با آن شکست‌ها توجيه مي‌شوند ( اين فقط بدشانسي بود ) و موفقيت‌ها را لوث مي‌کند ( اين فقط خوش‌شانسي بود )
موفقيت هيچوقت تصادفي اتفاق نمي افتد. البته ممکن است که در طول مسير کمي شانس با شما همراه شود و در يک موقعيت خوب قرارتان دهد اما بادوام نيست. موفقيت از آن کساني مي شود که روي شانسشان سرمايه گذاري مي کنند و احتمال شکست خود را پايين مي آورند.

۲ – دشمن

درست است که شما رقبايي داريد و برخي اوقات براي برد شما آنها بايد شکست را متحمل شوند ( و برعکس ) حتي در اين صورت نيز در کسب و کار دشمني وجود ندارد. دشمن مربوط به ميدان جنگ است. کسب‌ و کار براي بهتر کردن چيزهاست نه از بين بردن افراد. وقتي که شما با گفتن دشمن به رقبايتان از آنها براي خودتان غول درست مي‌کنيد، گزينه‌هاي تجاري را روي خود مي‌بنديد. به خاطر داشته باشيد که در دنياي تجارت، رقباي امروز اغلب شرکاي فردا هستند.

۳ – عدم پذيرش

آيا عالي نيست اگر مردم هميشه با نظرات شما موافق باشند؟ خب! گاهي اوقات افراد نظرات شما را نمي‌پسندند يا حتي ممکن است خود شما هم با آن موافقت نداشته باشيد.
شما مي‌توانيد اين وقايع را به عنوان عدم پذيرش خودتان توسط ديگران قلمداد کنيد و به ذهنيت خودتان آسيب برسانيد يا اين که درک کنيد که واقعا چه اتفاقي افتاده که نظرات شخص ديگري با نظرات شما هماهنگي ندارد. به جاي اين که از کلماتي استفاده کنيد که به صورت خودکار شما را ضعيف مي‌کند، روي تغيير ديدگاه خودتان يا ديدگاه شخص ديگر تمرکز کنيد.

۴ – نفرت در کار 

معمولا با جملاتي شبيه « من از رييسم نفرت دارم » يا « من از شغلم نفرت دارم » رو به رو مي شويم. نفرت يک کلمه منفي است و در بدن انسان بيماري ايجاد مي‌ کند. هر بار شما اين کلمه را به کار مي‌بريد مانند آن است که يک سلول سرطاني را در بدنتان آزاد مي‌کنيد. اين قضيه کاملا جديست. نمي‌گويم که همه چيز بايد براي شما شيرين و دوست‌داشتني باشد؛ اما چرا بايد ذهن خود را با نفرت داشتن از کسي يا چيزي آلوده کرد ؟

۵ – اما…

اما مطمئنم که شما هم کساني را مي‌شناسيد که نمي‌توانند درباره يک ايده، نقشه يا فعاليت خاص چيزي بگويند بدون اينکه جمله‌شان را با يک «اما» ناقص نکنند. مثلا مي‌‌گويند «بله ايده عاليست، اما…» يا « من موافقم که ما بايد کاري کنيم، اما……» اين کلمه ياس‌آور است و فرصت‌ها را از بين مي‌برد. از بدل‌هاي ديگري که براي « اما » وجود دارد، استفاده کنيد و به جاي فرصت‌سوزي، فرصت ايجاد کنيد. کلمه « و » يکي از بهترين آنهاست. دفعه بعد که خواستيد از « اما » استفاده کنيد به جاي آن « و » را امتحان کنيد و اثر آن را ببينيد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *