گپی با مرتضی ایمانی، چهره ماندگار اجرای صحنه ایران

5

حضور به عنوان داور در هشتمین جشنواره مجریان و هنرمندان صحنه ایران
هشتمین جشنواره مجریان و هنرمندان صحنه ایران در مشهد مقدس به مدت سه روز برگزار شد؛
بیست ونهم، سی ام ودر پایان روز سی ویکم فروردین اختتامیه را داشتیم که تعدادی از همکاران من در حوزه های
گوناگون گویندگی ازجمله حوزه خبر، اجتماعی، معارف ،رادیو و اجرای صحنه حضور داشتند و من هم در خدمت دوستان بودم.

برگزاری هشتمین جشنواره به یمن عدد هشت در مشهد مقدس
این رویداد هنری هر سال در حوزه اجرا و گویندگی توسط ایران مجری برگزار میشود؛ هفت دوره قبل در تهران برگزار شد؛ اما امسال به یمن عدد هشت و به عشق آقا علی بن موسی الرضا، این افتخار بزرگ را داشتیم که در کنار شاه اقلیم توس حضرت رضا )ع( در مشهد مقدس انجام وظیفه کنیم. حدود ۲۷۰ نفر شرکت کننده از سراسر ایران در تمامی رده های سنی کودک و نوجوان ،جوانان و بزرگسالان حضور داشتند که کوچکترین فرد این جشنواره حدود ۴ – ۵ سالش بود و یکی از شاگردانم، رهام جعفرقلیخانی که حدودا ۸ سال داردبه عنوان مستر مجری بخش خردسال اجرا کرد که از وی نیز تقدیر ویژه ای به عمل آمد.

استعدادهایی که در آینده شاهد اجرای آنان در رادیو و تلویزیون خواهیم بود
ما شاهد رشد و شکوفایی خیلی از نوجوانان و جوانان بودیم و اگر همینطور پیش برود در آینده گوینده های خیلی خوب، مستعد و تربیت شده ای را در تمام حوزه های اجرا خواهیم داشت؛ یکی از آن ها خانم ایلناز آریامنش ۱۳ ساله که در بخش نوجوانان وارد شد و به بخش مجری برتر راه پیدا کرد و درانتها هم در حین رقابت بین ده نفر اول قرار گرفت و به عنوان نفر اول و پدیده جشنواره هشتم مجریان انتخاب شد؛ نفر دوم حسین دهقان، یکی از همکاران خوب سازمان صداوسیما در حوزه گزارشگری، از دلیران تنگستان بوشهر که با اختلاف اندکی در مقام دوم قرار گرفت ، شایان ذکر است حسین دهقان مقام اول نخستین جشنواره پردیس دانشگاه تهران را که من هم به عنوان داور حضور داشتم و در اسفند ماه ۹۶ برگزار شد ازآن خود کرد و نفر سوم هم آقای نوید امینی بود. نکته بسیار جالب اینکه دردوره هفتم نفر دوم جشنواره که میکروفن زرین را از آن خودش کرد یاشار قدیری از شاگردان من بود که قبلا هم در کلاسهای خانم دکتر فریبا علومی یزدی حضور داشت. لذت توصیف ناشدنی است در آن هنگام که اجرای شاگردانت را به نظاره می نشینی…

پدیده ها دو سال از جشنواره محروم می شوند
پدیده ها دو سال از جشنواره محروم می شوند و نمی توانند حضور داشته باشند؛ اما سایر مجریان به میل خودشان میتوانند دوباره رقابت کنند؛ چون هر سال سطح جشنواره ارتقاء پیدا می کند و خوشبختانه داورهایی که حضور دارند داورهای بسیار با تجربه ای هستند؛ ازجمله دکتر علیرضا معینی که از ایشان تجلیل نیز به عمل آمد و سالهاست با ایشان در ارتباط هستیم و خانم سودابه حسنی دخت که از ایشان هم به عنوان چهره ماندگار خبر تجلیل شد. و به لطف مسئولین محترم ایران مجری بنده هم به عنوان نخستین مجری صحنه ایران پس از ۲۷ سال فعالیت در حوزه اجرا و گویندگی چکاوک زرین، چهره ی ماندگار اجرای صحنه ایران را دریافت نمودم.

مجری های تلویزیون در تاثیرگذاری بر مخاطب دچار چالش می شوند
به نظر من یک مجریِ باتجربه استیج میتواند در قاب تلویزیون هم خوش بدرخشد؛ مشروط بر آنکه اندازه نمای دوربین ها را در نظر بگیرد که اجرایش غلو شده یا اگزجره نشود؛ بنابراین یک مجری استیج با توجه به آزمون وخطاهایی که انجام می دهد میتواند در آنِ واحد مدیریت بحران کند؛ چون امکان وقوع هرگونه چالشی وجود دارد.
یکی از رویکردهای یک مجری ضمن آمادگی های لازم در خصوص زمان، مکان و موضوع ؛ بایستی کاملا خلاق و باهوش باشد و بتواند در برابر هر کنشی، واکنش منطقی ارائه نماید که به دستاوردی مهم برسد.
داوران عزیز یک بخش بداهه را به صورت چالشی مطرح می کردند تا پی به توانمندی های مجریان ببریم.

آیین مراسم اختتامیه
مراسم اختتامیه از ساعت۲۰:۳۰ آغاز شد تا ۲:۳۰ بامداد که حدود ۵ – ۶ ساعت طول کشید و دوتن از همکاران عزیزم مجریان بخش اختتامیه بودند. علیرغم همه ی خستگی های مفرط سعی کردند با ایجاد طنز فضای سالن را تلطیف نمایند که البته خطا بود زیرا مخاطبان جشنواره به صرف خنده نیامده بودند و بیشتر به دنبال کسب تجربه از اساتید آنجا حضور داشتند. پس از دعوت همکارانم به عنوان چهره ماندگار پشت تریبون قرار گرفتم و هدفم این بود در کوتاه ترین زمان، بیشترین تجربه را در اختیار شرکت کنندگان و یا مخاطبان قرار بدهم که متاسفانه، مجریان مدام بین کلام من می آمدند و چالش ایجاد میکردند، حتی یک جایی هم احساس کردم دارم اذیت می شوم؛ ولی درس خوبی بود. مجریان باید بدانند که درمواجهه با هرگونه اتفاق در حین اجرا میتوانند تجربه جدیدی را کسب کنند.

کلام درست، زندگی نادرست را تغییر می دهد
با در نظر گرفتن ۲۷ سال فعالیت در عرصه اجرا و تجربه بر روی استیج ؛ از اوایل دهه ی هفتاد تا به امروز، هنوز هم احساس می کنم در حال آموختنم . زیرا هنر مرزی ندارد و لایتناهی است. بنابراین هیچکس نمی تواند مدعی شود که در هنربرترین است؛ و براستی کیفیت هنر را مخاطب باید تعیین کند. همیشه می گویم که کلام درست، زندگی نادرست را تغییر می دهد یا بهعبارتی، درست حرف زدن هنر است و حرف درست زدن هنری برتر؛ این جزء شاخصه های زندگی ماست که همه ما نه در حوزه اجرا، بلکه در زندگی اجتماعی هم بتوانیم با هم ارتباط برقرارنموده و زندگی آرام و خوشی را در کنار هم تجربه کنیم.

گویندگانی که صداسازی می کنند در آینده دچار عارضه خواهند شد!
آدمها دو دسته اند؛ یا خودشانند یا خودشان نیستند، گوینده هایی که تصنعی وارد این عرصه می شوند و صداسازی می کنند به شدت به خودشان و حتی اندامهای صوتیشان لطمه می زنند و این خطرآفرین است و در آینده دچار عارضه خواهند شد . بهترین گوینده، گوینده ای است که خودش باشد و البته خودش را تمیز ارائه دهد.همیشه در کارگاه ها و کلاس های گویندگی می گویم بچه ها سعی نکنید صدا سازی کنید بلکه سعی کنید صدایتان را بسازید.

بازیگرانی که کار اجرا انجام می دهند، مخاطبانشان را از دست می دهند
حدود هشت ماه مدیربرنامه های خانم بهنوش بختیاری بودم با ارادتی که به ایشان دارم در یک مرحله ای احساس کردم از کارهای خودم باز می مانم. به جز مدیربرنامه، مشاوره هم می دادم؛ یکی از مشاوره هایم این بود که ایشان می خواستند در برنامه» کودک شو « به عنوان مجری حضور پیدا کننداما وقتی با من مشورت کردند گفتم : سرکار خانم؛ بهتر است این کار را نکنید؛ چون فضای کار، کودک است و با البته شما انرژی زیادی برای جذب مخاطب کودک دارید؛ اما اساسا بازیگرانی که به سمت گویندگی روی می آورند موفق نیستند و مخاطبشان را از دست می دهند. و دیگر آن توجهی که مخاطب قبلا در حوزه سینما و تلویزیون و تئاتر به این افراد داشت را ندارد ؛ درحالی که اگر گوینده ای ؛ وارد دنیای بازیگری شود موفق تر خواهد شد.البته مجریان صحنه یا تلویزیون اگر تجربه بازیگری تئاتر را داشته باشند و تحت هیچ شرایطی در اجرا بازی نکنند به دلیل تقویت دیافراگم و اندام های صوتی و محیط دهان و عضله های زبان قدرتمند می شود و موفقیت بیشتری کسب می کنند.

ای کاش پژمان بازغی «کودک شو» را اجرا نمی کرد
آقای پژمان بازغی عزیز» کودک شو « را اجرا کرد که ای کاش اجرا نمی کرد. پژمان بازغی را خیلی دوست دارم ولی آن اقتداری که من در » دوئل «یا فیلمهای دیگری که بازی کرده دیده ام، جلوه ی دیگری است به نظر شخصی من؛ با اجرا در این برنامه ها مخاطب خاص را از دست می دهد. البته چون رشته تحصیلی من سینما است از این منظر عرض کردم.

کمبود مجری های جوان برای جذب مخاطب، دلیلی برای گرایش بازیگرها به سمت اجرا
این رویکرد و این تفکر در تهیه کننده ها مرسوم شده و با این شیوه ورود پیدا کرده اند و در صدد جذب مخاطب هستند. یک بخشی از آن هم برمیگردد به علاقه خاص آنها و محبوبیتی که از قبل دارند ودر فیلمهای قبلی درخشیدند، و در برنامه هم طبیعی رفتار می کنند؛ ولی وقتی یک تعریف دیگری از این هنرمند در حوزه اجرا » کودک شو « را دیده ایم اینجاست که مخاطب فرو می ریزد. البته یک بخش دیگرش هم متاسفانه برمیگردد به غم نان که گریبانگیر همه هنرمندان شده است و باید تدبیری اندیشیده شود کههنرمند با دلش انتخاب کند که در مرحله بازنگری شخصیت خودش را سرخورده احساس نکند.

درآمد اجرا بهتر است یا مدیربرنامه؟
مدیربرنامه ها با دو شیوه پیش می روند ؛ شیوه اول، مدیر برنامه یک مبلغ معینی را با هنرمند توافق می کند و سود و زیان به عهده خودش است شیوه دوم، هنرمند در جریان همه امور مشارکت دارد و صفر تا صد را رصد می نماید و راهکارهای لازم را به مدیر برنامه منعکس می کند در واقع با یکدیگر تعامل دارند و درصدی را به مدیر برنامه اختصاص می دهد. من فکر می کنم که شکل دوم، می تواند بادوامتر باشد. حال که سخن از مدیر برنامه شد، اجازه می خواهم از مدیر برنامه هایم آقای اسماعیل قاسمی در مجموعه فرهنگی وهنری صدای تهران قدردانی کنم.

رنج باعث رستگاری آدم هاست
رنج باعث رستگاری آدم هاست. اگر بخواهیم رنج را بررسی کنیم ؛ می بینیم که غم نان به نوعی در هنرمند
تاثیرگذار است. البته فکر می کنم این رنج ها در ابتدای تلاش و آغاز فعالیت هنری تاثیر مثبت دارد ولی درمیانه و پایان راه هنرمند باید به دور از هر گونه تنش؛ آرامش خود را حفظ کند و خوب بیندیشد و مسیر درستی را انتخاب کند، راهی را انتخاب نکند که بعدا پشیمان شود. متاسفانه برخی ها پیشنهادهایی را پذیرفتند و بعد خودشان را ندامت کردند، آنان از نظر روان شناختی دچار بازنگری شخصیت می شوند و گذشته را مرور می کنند که کجای کار اشتباه کردند. خیلی از هنرمندان دوست دارند بعضی از کارهایشان را از رزومه شان حذف کنند و این اتفاق خوبی نیست.

ای کاش معلمی داشتم تا در جاهای حساس دستم را می گرفت
حرفه مجری گری را ابتدا از استیج شروع کردم و افسوس که در این حوزه معلم نداشتم تا در جاهای حساس دستم را بگیرد و راه درست را به من نشان بدهد. اگر یک هنرمند مربی داشته باشد و مدیریت کند بدون شک ، جهت و سمت وسوی بهتری خواهد داد سعی کرده ام در کلاس ها برای هنرجویان مربی باشم . به قول استاد کیمیایی : من سینما را درس نمی دهم یاد می دهم ، مربیگری کردن کاری بسیار دشوار است.

دادستان شهر برای من ۷۲ ضربه شلاق صادر کرد!
یک سال از شروع کارم گذشته بود و یکی از مسئولین قرار بود ما را حمایت کند و این کار را نکرد. من هم همان را در آنِ واحد به شکلی تمسخرآمیز روی صحنه عنوان کردم؛ چون نمی دانستم چطور باید حرفم را بزنم ویا اینکه اساسا حرف درست بزنم و درسش را نخوانده بودم اطلاعاتی هم نداشتم، همان اتفاق یک واکنش تلخی شد؛ هفته بعد دادستان شهر برای من ۷۲ ضربه شلاق صادر کرد! هدیه ای که در جشنواره به عنوان چهره ی ماندگار اجرای صحنه دریافت کردم . در اصل چکاوک زرین را ۲۵ سال پیش از دادستان دریافت کردم و آن حادثه تلخ باعث شد من مسیر درستی را انتخاب کنم و دیگر خطا نکنم. از آن لحظه به بعد سعی کردم پشت سر قانون راه بروم تا روبروی قاضی نایستم.

حکم اجرا شد؟
خیر، حکم تعلیقی صادر شد که در آن دو سال چنانچه هرگونه خطایی داشته باشم آن حکم باید اجرا شود و خوشبختانه اجرا هم نشد. همان حکم؛ من را به راه درست رهنمون ساخت و از آن پس آموختم به قول حضرت سعدی : هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد.

معلمین من مخاطبانم بودند
معلمین من مخاطبانی بودند که لحظه به لحظه به من آموختند. برخی از مخاطبینی که من را تخریب کردند بهترین معلمینم بودند به قول استاد شریعتی: «هرگز از کسی که موافق من بود چیزی نیاموختم» و بسیاری از مخاطبینم از من تجلیل کردند که من فقط از آنها انرژی گرفتم؛ نقد قواعد خاص خودش را دارد. نقدی نقد است که قصد و غرضی نداشته باشد و در انتها هدایت کند یعنی اینکه اگر از کسی ایرادی می گیریم باید منطقی باشد و اطلاعات کافی در آن مورد داشته باشیم و سپس به صاحب اثر کمک کنیم و راهکار بدهیم. درآن سال های دور که تازه اجرای استیج را شروع کرده بودم جای آزمون وخطا داشتیم و امکانات بصری مثل الان نبود؛ اما اکنون نمی توان اشتباه کرد.اولین اشتباه آخرین اشتباه است .انشاءلله بچه ها را طوری تربیت کنیم که آنها را به بیراهه نبریم، به بچه ها می گویم نزد معلمانی که علم و تجربه کافی دارند بیاموزند، برای آموختن هر چقدر هم هزینه کنیم باز هم کم است.
احداث مدرسه ای با نام «مدرسه سخن ایران»
آیین سخنوری و فن بیان، لازمه همه آدم های دنیاست. خوشبختانه ما اکنون درحال احداث مدرسه ای با نام «مدرسه سخن ایران» هستیم. با خانم دکتر فریبا علومی یزدی بزرگوار و همسر محترمشان مهندس ناظم عزیز و همکارانم در صداوسیما در حوزه مجری گری و گویندگی به این توافق رسیدیم که این مدرسه را در راستای نظام آموزشی ایجاد کنیم. قرار نیست همه گوینده یا مجری باشیم ولی باید بتوانیم زندگی خودمان را به درستی روایت کنیم.

متاسفانه در نظام آموزشی برعکس عمل می کنیم!
متاسفانه نظام آموزشی ما گاهی وقتها دچار اشکال می شود. آموزش دو مرحله دارد: اولیه و ثانویه. اولیه اش، گفتن و شنیدن است و ثانویه اش، خواندن و نوشتن. متاسفانه برعکس عمل می کنند ؛ مثلا کودکی که وارد مرحله آموزش می شود در مقطع اول ابتدایی میگویند بنویس! یعنی از انتها می آیند به ابتدا!! این بسیار تلخ و ناگوار است.
اشکالات هر جامعه ای عدم ارتباط کلامی و غیرکلامی است ونود درصد افراد هر جامعه ای موفق نیستند تنها ده درصد موفقند.
نود درصد افراد هر جامعه به دلیل عدم تواناییهای کلامی و غیر کلامی موفق نیستند تنها ده درصد آنان در حرف و مشاغل خاص پیروزند و تمام امور جامعه را در دست دارن مانند: سیاسیون ، اقتصاد دانان ، معلمین، هنرمندان و به طور کلی کسانی که مهارت های کلامی و غیر کلامی را در اختیار دارند.؛ بنابراین هر کسی که قدرت بیان بیشتری دارد، هم به لحاظ مادی و هم معنوی، موفق تر است.

همه تمرکز ما باید روی هنر باشد؛ نه پول!
همیشه سر کلاس های فن بیان و آیین سخنوری در صدای تهران به هنرجویان توصیه می کنم که ابتدا به مبلغ اجرا نیاندیشید اگر به هنرتان فکر کنید پول به وفور خواهد آمد ولی اگر برای پول، هنرتان را شکل دهید نه تنها به پول نمی رسید بلکه هنر هم از دست می رود .زیرا ما باید همیشه به دنبال تولید محتوا باشیم متاسفانه هنرمندان با واژه هنر به دودسته تقسیم می شوند : دسته اول با ” ه ” هنر، هرز می روند و دسته دوم با “ه” هنر هرس می شوند.
بهترین اتفاق این است که آرام سخن بگوییم
بعضی از همکاران که با سفارش و رابطه وارد این حرفه شدند متاسفانه چون فاکتورهای اصلی مجری گری و گویندگی را نداشتند هرگز موفق و ماندگار نخواهند شد. یک گوینده خوب میتواند با ایستار فکری، بینش و با مطالعه مستمر در این مسیر گام بردارد. بهترین نتیجه در کلام این است که سریع فکر کنیم و آرام سخن بگوییم.
اگر هنر را به صورت انتسابی داشته باشیم باید فن و تکنیک را هم به صورت اکتسابی دریافت کنیم البته در حوزه اجرا گاهی وقت ها تاکتیک مهم تر از تکنیک است. بنابراین یک گوینده و یا مجری علیرغم فاکتورهای گویندگی باید استراتژی هم داشته باشد.

کلام پایانی
انشاءالله در این سال جدید به تمام آرزوهای قشنگتان برسید و در پایان از دوست عزیزم، مجید اخشابی عزیز و سرکار خانم کشاورز و همه همکارانتان درگروه زیروبم قدردانی می کنم.

گفتگو: سهند داداشی نسب عمران

شما همچنین ممکن است مانند بیشتر از نویسنده

نظرتان برایمان مهم است

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.